#برایت_میمیرم_پارت_189

" اه ، بزارین بعدا بررسیش کنم __ "

" مهم نیست . بعدا میفهمم . به هر حال ، لین اون کسیه که اشاره کرد که فکر میکنه نیکول با مردای متاهل بوده .

میدونین _ یه جورایی مثل مسابقه ای که مال یه زن دیگه رو ازش بگیره . لین گفت که این مورد رو به کاراگاهی که

باهاش مصاحبه کرده نگفته ، چون اون موقع یه همچین چیزی به ذهنش نرسیده بود ، اما بعدا که بهش فکر کرد ،

فهمید به خاطر رفتارهای نیکول ، یه چنین چیزی امکانش خیلی زیاده "

" اه _ " سعی کرد دوباره بیاد تو حرفم ولی بهش مهلت ندادم .
" لین و من داشتیم درباره ی این احتمال صحبت میکردیم ، و اون گفت که یه چند ماه پیش ، دیده که نیکول با یه

مرد دیگه ای تو دستشویی مردونه بودن . اسم اون مرد رو به یاد نمیاره ، برای این که اون مرده زیاد به باشگاه

نیومده ، ولی مطمئنه وقتی اسمش رو ببینه اون رو میشناسه . و اگه بخواین میتونه شما رو تو بدن های عالی ملاقات

کنه و یه نگاه به فایل های کامپیوتری بندازه . این کارو میکنین ؟ "

" بله " الان به نظر بیشتر توجه میکرد .

" خوبه . این یه نقطه ی شروعه . شاید این ادم قاتل نباشه ، اما دونستن این که اون از مردای متاهل خوشش میومده ،

یه کم کمک میکنه ، مگه نه ؟ "

" حتما همین طوره " الان دیگه صداش تقریبا بشاش به نظر میومد .

" فقط اگه شماره ی لین رو دم دستتون ندارین ، این شماره اشه " شماره رو بهش گفتم " منتظره تا بهش خبر بدین .

و اگه خونه نبود ، میتونین با همراهش تماس بگیرین . اینم شماره ی همراهش " دوباره شماره رو بهش گفتم . بعدم

romangram.com | @romangram_com