#برایت_میمیرم_پارت_188
ی خودم _ " و اونا ممکنه که بخوان بری بدن های عالی تا فایل های کامپیوتری رو نگاه کنی "
" نه ، کاری ندارم . اگه اتفاقی رفتم بیرون ، میتونی با موبایلم تماس بگیری "
" باشه . بهت خبر میدم "
خانم بلادزورث گفت " جالب به نظر میاد " چشم هاش از جلب توجهش میدرخشید . اصلا تظاهر نکرد که گوش
واینستاده . بالاخره هر دوتامون تو یه اتاق بودیم .
" امیدوارم . حالا اگه وایات دوباره گوشی رو روی من قطع نکنه __ "
" گوشی رو روت قطع کرده ؟ " حالا چشم هاش اتشین شده بود " من بهتر از اینا تربیتش کردم . بزار من یه کم
گوش مالیش کنم __ "
" اوه ، نه ، این کارو نکن . حالا که بهش فکر میکنم ، بهتره که دوباره به خودش زنگ نزنم . به جاش با کاراگاه
مکلنس تماس میگیرم " کارت کاراگاه رو پیدا کردم ، و شماره ای که روش بود رو گرفتم .
وقتی جواب داد ، با خوشحالی گفتم " سلام ، من بلر مالوری هستم __ "
" اه . فقط یه لحظه صبر کنین خانم مالوری ، و من به ستوان میگم که __ "
" اوه ، نیازی نیست . با خودتون کار دارم . موضوع اینه که ، من همین الان داشتم با معاونم صحبت میکردم ، لین هیل
، تا اگه فردا قرار بود باشگاه باز شه ، اون جای من وایسته _ قراره باز شه دیگه ، مگه نه ؟ افرادتون اون نوارهای زرد
رو برداشتن ؟ "
romangram.com | @romangram_com