#برایت_میمیرم_پارت_171
" نمیدونم چرا انقدر سختتونه که اون یارو رو پیدا کنین . باید دوست پسرش باشه "
با حالتی اخطار مانند گفت " به من نگو چطور کارم رو انجام بدم . نیکول هیچ رابطه ی جدی ای با کسی نداشت . اون
مردایی که باهاش قرار میزاشتن رو چک کردیم و همشون تبرئه بودن . فعلا داریم از دیدگاه های دیگه ای موضوع
رو بررسی میکنیم "
" درباره ی مواد مخدر یا همچین چیزی نبود "
نگاهش رو بالا اورد " از کجا فهمیدی ؟ "
" اون عضو باشگاه بود ، یادته ؟ هیچ کدوم از نشانه های اعتیاد رو نداشت ، و از نظر بدنی هم تو شرایط خوبی بود .
عالی نبود . نمیتونست پشتک بارو بزنه ، حتی اگه زندگیش به این کار بستگی داشت . اما معتادم نبود . باید دوست
پسرش باشه . با همه ی مردا بود ، برا همین فکر میکنم موضوع حسادت باشه . میتونم با کارمندام صحبت کنم . و
بفهمم که ایا اونا به چیزی توجه __ "
" نه . خودت رو از این موضوع بکش کنار . این یه دستوره . ما قبلا با همه ی کارمندات صحبت کردیم "
بهم برخورد از این که داشت کاملا نظرم رو ندیده میگرفت. و در سکوت صبحونه ام رو تموم کردم . از اون جایی که
یه مرد بود ، از این کارم خوشش نیومد .
" این قدر قهر نکن "
" قهر نکردم . فهمیدن اینکه هیچ هدفی تو صحبت کردن نیست ، با قهر کردن فرق میکنه "
romangram.com | @romangram_com