#برایت_میمیرم_پارت_168
میدونی . فقط کافیه بگی نه و منم دست میکشم . تا حالا که نه نیاوردی . اونا شرایط ما نیستن . متوقف کردن من ،
قبل اینکه شروع کنم چه فایده ای داره ، باید بعد از اینکه به سمتت اومدم بگی نه ، تا ثابت بشه که واقعا منو نمیخوای
" هنوزم اخم کرده بود ، ولی رفت تا قبل اینکه پنکیک ها بسوزن ، نجاتشون بده . بهشون کره زد ، بعدشم یه
دستمال برداشت و قهوه ای که ریخته بود رو تمیز کرد . بعد خیلی اروم برگشت سراغ ماهیتابه ای که داشت ازش
استفاده میکرد ، و بازم کره به اون اضافه کرد .
" موضوع همینه . همش باعث میشه مغزم اتصالی کنه ، و این منصفانه نیست . چون من نمیتونم این کارو با تو بکنم "
" میخوای شرط ببندی ؟ "
ناله کنان گفتم " پس چرا تو داری میبری و من میبازم ؟ "
" برا اینکه منو میخوای . و فقط داری کله شق بازی درمیاری "
" هاه . هاه . این جور که تو میگی ، اگه ما هردومون یه جوریم ، پس مغز تو هم مثل مال من فیوز پرونده و این
جوری تو همش نباید برنده شی . اما میشی . پس یعنی تو منو نمیخوای " خب ، میدونم که یه کم حرفام چرت بود و
یه سری جاهای خالی وجود داشت ، اما خب ، به این معنی نیست که نمیتونم حواسش رو پرت کنم .
سرش رو به یه طرف خم کرد " یه لحظه صبر کن . یعنی میگی ، من باهات میخوابم ، چون تورو نمیخوام ؟ "
یارو همش دست میزاره روی جاهای خالی . و مبادله ی لفظی رو به سمت تو برمیگردونه . مثل اینکه این جوری
نمیتونم به جایی برسم ، برای همین ، ردگم کردم " موضوع اینه که ، به هر دلیلی ، دیگه نمیخوام باهات س ک س
داشته باشم . باید به این خواستم احترام بزاری "
romangram.com | @romangram_com