#برایت_میمیرم_پارت_163
تعجب کرده بود ، مگه نه ؟ "
" خیلی زیاد . اون رو مقصر نمیدونم . میخواست همسر یه بازیکن حرفه ای باشه ، با تمام شهرت و پولش . نه زن یه
پلیس ، که نه درامد خوبی داره ، نه میدونه که ایا همسرش زنده به خونه برمیگرده ، یا به خاطر شغلش میمیره "
" قبل از اینکه باهاش ازدواج کنی ؟ درباره ی اینده باهاش صحبت نکرده بودی ؟ این که چی میخوای ؟ "
غرغر کرد " من 70 سالم بود که ازدواج کردم . اون 71 سالش بود . تو اون سن ، اینده چیزیه که تو 5 دقیقه ی
بعد اتفاق میوفته ، نه 5 سال دیگه . اون موقع هرمون هات هستن که تصمیم میگیرن ، و نتیجه اشم که طلاقه . فقط یه
چند سال طول کشید که ما هم به اون جا برسیم . بچه ی خوبی بود ، اما خواسته های ما از زندگی ، متفاوت بودن "
" اما همه میدونن که _ همه این طور برداشت میکنن که _تو زمانی که بازی میکری ، میلیونی پول دراوردی . اون
بس نبود ؟ "
" من واقعا همین قدر پول در اوردم _ دقیق بگم ، وقتی از بازی رفتم کنار ، 4 میلیون داشتم . انقدر نبود که بگم
خیلی ثروتمندم ، ولی به اندازه ای بود که بتونم شرایط رو برای خانواده ام عوض کنم . تمام هزینه های تعمییر و
بازسازی خونه ی مادرم رو پرداختم . یه پولی برای کالج خواهر زاده هام کنار گذاشتم ، و این خونه رو خریدم و
بازسازیش کردم .و رو اون چیزی هم که باقی مونده بود ، سرمایه گذاری کردم . پول زیادی باقی نمونده بود ، اما اگه
بتونم تا زمان بازنشستگیم بهش دست نزنم ، اون زمان انقدر پول جمع میشه که بتونم یه زندگی راحت داشته باشم .
6 سال پیش که سهام اومده بود پایین ، یه کم به مشکل برخورده بود ، اما الان دوباره سهامم برگشته سر جاش و ، 5
romangram.com | @romangram_com