#بر_باد_رفته
#بر_باد_رفته_پارت_230




* * *



هود تاکتیک های محتاطانه ژنرال جانستون را نداشت از شرق به یانکی ها حمله کرد و از غرب شرمن مثل کشتی گیری که منتظر فرصت باشد شهر را در محاصره گرفت. هود افراد خود را در سنگرها به انتظار حمله ارتش شمال معطل نکرد از پناهگاه بیرون تاخت تا چون اجل معلق بر سرشان فرود آید. در عرض چند روز نبردهای آتلانتا و ازرا چرچ ( Church) رخ داد و هردو طرف تلفات سنگینی را متحمل شدند به گونه ای که جنگ پیچ تری کریک در مقابل آنها یک درگیری کوچک بیش نبود.

اما یانکی ها از حمله دست برداشتند آنان افراد زیادی از دست داده بودند ولی همچنان نیروهای تازه نفس می رسید. گلوله باران آتلانتا آغاز شد مردم را در خانه هایشان می کشت سقف خانه ها را می شکافت و گودالهای عمیقی در خیابانها به وجود می آورد مردم در سردابه ها زیر زمینها سوراخها و تونل های سست اطراف راه آهن پناه می گرفتند آتلانتا در محاصره بود.

در طول یازده روز از صدور فرمان حمله ژنرال هود تقریبا به اندازه هفتاد و شش روز عقب نشینی ژنرال جانستون تلفات داد و آتلانتا از سه جهت زیر آتش بود.

راه آهن آتلانتا به تنسی دیگر اکنون سراسر در دست شرمن بود نیروهای او به سوی شرق رفته بودند و راه آهن آلاباما را نیز در جهت جنوب غرب بریده بودند. فقط خطی که از ماکون به ساوانا می رفت هنوز باز بود. شهر از سربازان و زخمی ها پر شده بود و هرروز بیشتر باد می کرد. پناهندگانی که سعی داشتند شهر را ترک کنند در راه اهن گرد آمده بودند ولی این خط فقط برای تامین نیازهای ارتش اختصاص یافته بود اما تا وقتی که راه آهن حفظ می شد آتلانتا هم ایستاده بود.

اسکارلت می ترسید و می دانست که وجود این خط چقدر برای شهر اهمیت دارد می دانست که تنها هدف شرمن اشغال این خط است. می دانست که شرمن سعی دارد دفاع ناامیدانه هود را درهم بشکند. این خطی بود که به جونزبورو می رفت و تارا فقط پنج مایل تا جونزبورو فاصله داشت! در مقایسه با آتلانتا شهری که پر از فریاد و ناله بود تارا بهشتی به نظر می رسید ولی تنها پنج مایل از جونزبورو فاصله داشت!



* * *



romangram.com | @romangraam