#بلای_جانم
#بلای_جانم_پارت_216


کاملا داشتم به مرز جنون می رسیدم!

با خشم به سینه اش زدم و کمی هولش دادم:

یعنی چی که نمی تونم بگم؟ با اون‌ دختره جیک و پیک داری بعدم می گی‌ نمی تونم بگم؟ این دیگه چه بازی مسخره ای که راه انداختی؟



دستش رو دراز کرد و موبایل رو از دستم بیرون کشید:

خیلی خب، صبر کن آروم شدی صحبت می کنیم‌.

پلک هام رو روی هم گذاشتم و نفس عمیقی کشیدم.

سعی داشتم آروم باشم ولی صدای اون دختر تو گوشم می پیچید و مانع آروم شدنم می شد.

با کشیده شدن دستم چشم هام رو باز کردم که راستین من رو روی مبل نشوند و خودش رو به روم ایستاد:

دلت می خواد بدونی؟ آمادگی شنیدنش رو داری؟

دلم شور زد، حتما یک چیزی بود که می خواست آماده باشم.

سرم رو تکون دادم که گفت:

شیرین قاتل شایان رو می شناسه.

مات شدم، حتی پلک هم نتونستم بزنم!

شیرین قاتل شایان رو می شناخت!

آخه چه طور؟ اون چه طور قاتل شایان من رو می شناخت؟

زبونم رو روی لب های خشک شده ام کشیدم و آروم گفتم:

چه طور ممکنه؟ آ...آخه اون چه‌...چه طور می تونه بشناسه؟

دستی بین موهاش کشید و کنارم نشست:

می خواد بهت بگه کیه، گفت یا من باید باهاش باشم به تلافی موقع ای که برای پیدا کردنت اونو اذیت کرده بودم.

می گه وقتی که من باهاش باشم بهت می گه کیه‌.

با بهت بهش نگاه کردم، چی می شنیدم؟

اون چه شرط بی شرمانه ای بود که اون گذاشته بود؟

هیستیریک خندیدم:

یعنی چی؟ اصلا اون از کجا می دونه کیه؟

-شایان، همون موقع هم در تعقیبت بوده و فیلم گرفته، تصویر راننده افتاده.

قطره اشکی ناخوداگاه از گونه ام پیچید، داشتم به پیدا کردن کثیف ترین فرد زندگیم نزدیک می شدم، خیلی کم مونده بود تا پیداش کنم ولی با اون شرط مسخره ی اون دختر نمی شد!

اصلا همچین اجازه ای نمی دادم!

به طرفش برگشتم و دست هام رو روی دست هاش گذاشتم:

شیرین رو ول کن، می رم ملاقات شایان، اون حتما می تونه بهم بگه! راستین بیا بریم.

قیافش جدی بود، ولی توی چشم هام نگاه نمی کرد، اخم هاش در هم بودند و انگار زیادی کلافه بود، در همون حالت من رو خطاب قرار داد:

نیازی نیست، من می دونم قاتل شایان کیه.

شوک دوم! کاملا گیج شده بودم! از هیچی سر در نمی آوردم.

وقتی راستین می دونست اون کیه دیگه چه نیازی به شیرین و شایان بود؟



کلافه سرم رو بین دست هام گرفتم و نالیدم:

راستین چرا گیجم می کنی؟

اصلا نمی فهمم چی می گی!

می گی می دونی کیه، خب وقتی می دونی چه نیازیه که به حرف شیرین عمل کنی؟


romangram.com | @romangraam