#بلای_جانم
#بلای_جانم_پارت_106
با خونسردی دست به سینه شدم و با جدیت جواب دادم:
وقتی تو هم عین بقیه می شینی یکی رو پیدا می کنی به من درس زندگی بده بله که دلم می آد.
لباش رو جمع کرد و مظلومانه گفت:
بخدا به خاطر تو این کار رو کردم فکر نمی کردم انقدر ازم دلخور شی!
باز هم معذرت می خوام، تورو خدا این طوری نکن دیگه!
-صد بار بهتون گفتم از این که یکی توی زندگیم دخالت کنه متنفرم.
مخصوصا تو کیمیا تو بهتر از همه این رو می دونستی..می دونستی و با این حال بازم این کار رو کردی.
توی چشم هاش اشک جمع شده بود؛ این رو به خوبی می دیدم و این مانع می شد که بخوام باز هم مواخذه اش کنم.
ولی عصابم خیلی بهم ریخته بود، درد هام داشتن شروع می شدن و این خیلی دیوونه ام می کرد خیلی!
صدای گرفته از بغضش به گوشم رسید:
اما دنا من...
بین حرفش پریدم:
تو چی کیمیا؟ به فکر منی؟ نباش، لطفا نباش!
خواهش می کنم کسی به فکر من نباشه دیگه خسته شدم، از همتون خسته شدم!
قطره اشکی روی گونه اش سرخورد، از جاش بلند شد و به سمتم امد و با صدای گرفته گفت:
تو..همین تو..تو خیلی خود خواه و مغروری دنا!
واسه خاطر این غرورت هرکس..هرکسی رو که دوست داره رو می شکنی، داغونش می کنی!
جوری می شکنیش که دیگه جرئت نکنه سمتت بیاد!
مکث کرد، بغض زیادش بهش اجازه ی ادامه دادن نمی داد.
بغضش رو فرو داد و ادامه داد:
همین دانیال برادرت؛ می خواستم بیام دنبالت اون رو تو راه دیدم بهش قضیه رو که گفتم لبخند گوشه ی لبش رو دیدم دنا!
توی فکر رفتنش رو دیدم که بعد خواست با من بیاد و باهات حرف بزنه.
ولی اون لحظه می دونی توی فکر چی من بود؟
این بود که الان وقتی من دانیال رو بیارم باز تو ناراحت می شی و باهام حرف نمی زنی!
ولی چطور بهش می گفتم نه؟
می گفتم با من نیا و خواهرت رو نبین چون تورو ببینه ناراحت می شه آره؟
تو این کارو با اطرافیانت می کنی دنا،
به خاطر اون غرور مسخره و بی جات همه رو بی غرور کردی!
وقتی برادرت بخواد با من بیاد که ببینتت یعنی چی؟
صداش رو بالا برد:
بگو دیگه یعنی چی؟
مات بهش نگاه کردم، این واقعا کیمیا بود؟
این حرف هارو واقعا کیمیا می زد؟
ولی من کسی نبودم که با چند تا حرف تغییر کنم، یعنی نمی تونستم، پس خودم رو نباختم و با خونسردی ظاهری جواب دادم:
می دونی یعنی چی؟
نمی دونی و نمی تونی بفهمی.
کیمیا من خودم انتخاب نکردم این باشم، خودتم خوب می دونی قبل مرگِ شایان اینی که رو به روت ایستاده من نبودم.
نمی تونم چشم پوشی کنم چون شایان جلوی چشم های من جون داد؛ جون دادنش رو من دیدم من!
romangram.com | @romangraam