#عروس_گیسو_بریده_پارت_114

-ما تو ایل یه خمیری درست میکنیم و روی ناحیه درد میذاریم. معجزه میکنه. برات درست میکنم. روی زانوت بذار... شک ندارم که درد پات خیلی بهتر میشه.

-الهی خیر از زندگیت ببینی مادر.

جواهر نگاهی به صورت روناهی کرد:

-شما رسم ندارید که صورتتونو واسه عروسی اصلاح کنید؟

روناهی دستی به صورتش کشید:

-زنهای ایل اینکارو نمیکنن. من هم مویی تو صورتم ندارم!

-ولی زن سالار خان باید اصلاح کنه. همه زنهای مردای دولت اصلاح کرده ان. برم بگم صغری بیاد و تا سالار خان و حاجی برنگشتن دستی به صورتت بکشه!

جواهر از جا بلند و از اتاق خارج شد. روناهی مجددا دستی به صورتش کشید و زیر لب گفت:

-میخواد منو مثل بتول بکنه؟

بتول یکی از زنهای ایل بود که همراه شوهرش به شهر می آمد و مایحتاج خانمها را میخرید و برای فروش به روستایشان می آورد. همیشه ابروهایش باریک بود و لبهایش قرمز تر از حالت طبیعی. حالا روناهی میفهمید که علت باریکی ابروهایش و قرمز بودن لبهایش از چیست!

بعد از مدت کوتاهی جواهر با یک زن نسبتا جوان برگشت و رو به زن گفت:

-این روناهی خانمه. عروس سالار خانه. میخوام یه جوری درستش کنی که سالار خان چشم ازش نگیره.

جواهر مجددا لبه ی تخت نشست.





صغری مثل جلادها به جان روناهی افتاد. اشک از گوشه ی چشم روناهی جاری شده بود ولی چون دوست داشت که قیافه ش مثل بتول شود تحمل میکرد. بعد از نیم ساعت صغری آینه ای را جلوی صورت روناهی گرفت:

-مثل ماه شدی!

روناهی نگاهی در آینه به خودش انداخت. صورتش سرخ شده بود و زیر ابروهایش تمیز شده بودند.

در دل گفت:

-خیلی خوشگل تر از بتول شدم. شبیه زنهای روس شدم.

جواهر از جا بلند شد و به سمت در اتاق رفت. چند ضربه به در چوبی اتاق زد:

-بزنم به تخته چقدر خوشگل شدی مادر! چشم حسود کور بشه الهی... من برم هم اسپند واست دود کنم و هم سفره رو آماده کنم. الانه که سالار خان و حاجی بیان و شام بخوان.

کیفش را که خودش با نخهای رنگی بافته بود برداشت و از داخل آن یک کیف کوچک بیرون آورد. در آن را باز کرد. نگاهی به لوازم آرایش و عطرهایی انداخت که داخل آن بود. مطمئنا او اولین زن ایل بود که اینهمه لوازم آرایش داشت.

کیف را به سمت صغری گرفت:

-امروز که رفتم بازار خرید، اینا رو خانم مغازه دار بهم داد. گفت که هر زنی باید اینا رو داشته باشه. بهم بگو چطوری ازشون استفاده کنم!

صغری نگاهی به داخل کیف انداخت و با تعجب پرسید:

-اینا که لوازم آرایشه؟ تا حالا ندیده بودی؟

romangram.com | @romangram_com