#عروس_جنگل
#عروس_جنگل_پارت_161
_: الآن؟
_: آره همین الآن. میای خونه من تا باهات صحبت کنم.
_: اگه میخوای عذرخواهی کنی، همین جا بگو. من می بخشمت.
_: عذرخواهی چیه؟ درباره رز میخوام باهات صحبت کنم.
جیمز پوفی کرد و گفت: دوباره دیوونه شدی؟
_: به مسیح قسم راست میگم. حرف مهمی دارم.
_: خیلی خب قسم نخور. صبر کن آماده بشم.
دقایقی گذشت. جیمز روبه همسرش حرف هایی را زد و سپس به طرف برایان رفت. دو دوست کنار هم قدم برمی داشتند. هیچ کدام سکوت را نمی شکستند. هردو در فکر بودند. برایان به رز فکر می کرد و جیمز به برایان.
چراغ دستی را روشن کرد. جیمز گفت: خب بگو چی شده؟
برایان دستی به موهایش کشید و گفت: قسم بخور که همه چیز بین خودمون می مونه و به هیچکس نمیگی.
romangram.com | @romangraam