#آجی_های_دوقلو_شر_و_شیطون_پارت_121


بعدش باهمکاری پلیس واردباندش شدم . ...

تونستم با کارام توجه اشا جلب کنم ..بقیه قضیه رو هم خودت بهتر میدونی ...

سرمو بلند کردم تا ببینمش این همونیه ک من عاشقش شدم ...این همونیه ک عاشقانه میپرسدیمش این پدر بچه ی منه؟؟؟؟؟؟

چطور ممکنه مگ میشه اصلا شروین چرا باامیر دشمنی داشت .حسام (نریمان):.خانمی من چرا گریه میکنی؟

من گریه کردم کی؟؟

ب صورتم دست کشیدم خیس بود ..

با صدای خش داری گفتم :شروین چ دشمنی با امیرداره؟؟؟؟؟

+تا جایی ک من میدونم امیرعلی تو یکی از ماموریت هاش تیر اندازی میکنه تیر ب شایان برادرشروین اصابت میکنه ....شایان سردسته ای باند قاچاقچی ها بود ....

امیر وظیفه اش انجام داده بود بعد شایان شروین میشینه جای اون و میشه سردسته قاچاقچی ها ....فک انتقام توخونش بوده ..الان ک میبینم بدجور انتقام گرفت هم ازمن هم از تو هم از امیر....شروین میخواست الهام بکشه نمیدونم چرا منصرف شد ..

خلاصه اش اینه ک من الان کنارتم خانمی من ...

نریمان اومد سمتم اغوششا واسم باز کرد منم بی درنگ خودما انداختم تو بغلش ...



تو اغوش حسامم هق زدم دلم واسش تنگ شده بود . ...اونم سعی میکرد ارومم کنه توگوشم حرف های عاشقونه ایی ک شیش ساله توحسزتشون بودم میزد . .

وقتی ک اروم شدم ازم پرسید :نرگس سام بچه ی شروینه؟؟؟

ی هان از توبغلش خودماکشیدم کنار توچشاش نگاه کردم ..ک پر بود از ابهامات...

اروم زمزمه کردم :اون هیچ وقت بهم دس نزد بعد از اون روزی ک رفتی منم رفتم ازمایشگاه جواب تست حاملگی ام مثبت بود بهت زنگ زدم ک بگم ولی گوشیتا جواب نمیدادی ...

حسام با خوشحالی بغلم کرد

*****////*****

حسام از بیمارستان مرخص کردم ...و رفتیم خونه همه چیز ب مامان گفتم ...خیلی خوشحال شد ..تازع دارم معنی خوشبختی رو حس مث همون شیش ماع ....



romangram.com | @romangram_com