#آجی_های_دوقلو_شر_و_شیطون_پارت_105


امیرعلی

رفتیم داخل ویلا هر چی الهام صدا زدم جوابمو نداد نگرانش شدم همه ی سوراخ سومه های خونه گشتم الهه هم رفته بود رو مخم هی میگفت الهام کجاست چیکار کردی خواهرمو که با اشاره من خاله فهمیدو الهه دور کردگفت :بیا من برات توضیح میدم با ماکان رفتیم کلانتری هااا و بیمارستان هااا هیچ جا نبود دیه داشتم میمردم کجاست یعنی تا ساعت 12شب داشتم دنبالش میگشتم که خاله زنگ زد گفت :زود خودتو برسون منم نمیدونم ماکانو چه جوری سوار ماشینم کردمو گازشوو گرفتموو رفتم به سوی ویلا وقتی با سرعت به سمت خونه دویدم صدای خنده شنیدم شک کردم رفتم داخل خونه که دیدم الهه از خنده داره سرامیک گاز میزنه الهام با حرص به همشون که داشتن مثل الهه سرامیک گاز میزدن نگاه میکرد حرص میخورد دستش روی شکمش بود رفتم داخل گفتم :میشه یکی بگه اینجا چه اتفاقی افتاده ؟؟اله اومد بگه که نتونست به جاش خاله گفت :خانوم اومده خودکشی کنه به جای قرص برنج قرص اسهال اور خورده میدونی از کجا پیداش کردیم دستشویی ساحل و زدن زیر خنده منم که خشکم زده بود با صدای خنده بلند ماکان به خودم اومدمو سرامیکو گاز میزدمو خداروشکر میکردم که الهام اشتباهیی خورده وگرنه معلوم نبود چه بلایی قرار سرش بیاد دور از جونش وسط شکر گفتنم ی دفعه الهام دوید سمت خونه خنده ما بیشتر شد اونروز الهام بردیم بیمارستان ی سرم بهش وصل کردیم خداروشکر خطر رفع شد وقتی رفتیم خونه ..........



#107

نرگس****

الهام هرچی گفت بریم قایق سواری قبول نکردم اصلا حوصله نداشتم این روزها یکم یجوریم با کارای اراد ورفتاراش ..

حتی بهم گفت رفتیم تهران میادخواستگاریم ولی ن نمیشه من ی دختر جون دم بخت نیستم من ی زن مطلقه ام ..

الانم اگه حسام(شوهرسابق اش)بفهمه من میخواهم ازدواج کنم اراد زنده نمیزاره ..

من میدونم از اون سادسیمی هیچی بعید نیس ..

دیگه خستهه شدم خداا منم شادی میخواهم منم ی نمه خوشبختی میخواهم میخواهم پیش مردی باشم ک دوستم داشته باشه ..

واسش مهم باشم ..

تو همین فکرها بودم ک ..یهو صدای در ویلا اومد ..صداش انقد زیادنبود بشنوم ولی حس کردم حساس خطر ناامنی اشفتگی ..

ترس نمیدونم ..باز دیونه شدم ..

خدایا چیکارکنم ..

الانم ک هیچکی خونه نیس پدرام وخان و مریم خانم با مهموناشون بیرونن ..اراد و اردین هم ک رفتن ...

من حس میکنم حسامه

تواینه ایی ک روب روی تختم بود ..خودم دیدم رنگم پریده بود ..حسابی لرزش دستامم شروع شد ک صداش ک مث ناقوس مرگ توگوشم اکوو شدددد..

حسام:هوووی دختره روانی کدوم گوریی؟؟؟؟؟؟؟؟

صدای باز کردن درها میومد ..

لرزش دستام بیشترشد ..

romangram.com | @romangram_com