#زحل_پارت_224
_ا...ه!اذیتش نکن دیگه.
_الو؟بردیا؟
بردیا _زحل سلام، اومدم خونه لباس بردارم،چی می خوای بیارم،چیزی می خوای برای خودت و بچه ها بردارم؟ روروئکاشونو بیارم یا کالسکه هاشونو؟
_مهلت بده، سلام، چیزی نیا
ر بردیا، ما می ریم خونه.
بردیا_زحل من نمی دونم مهری کی مرخص می شه.تا هم مرخص نشه تو اون جا باید بمونی."وار فته گفتم"
_بردیا!
بردیا_بردیا نداره قربونت برم،تو تنها که تو خونه که نمی شه،من تو بیمارستان به اندازه کافی استرس دارم ، با دوتا بچه ی هشت نُه ماهه تک وتنها خونه باشی که چی؟
_خوب،من می مونم ، من که نمی ترسم.
بردیا_وااای واای باز زحل رو یه دندگی افتاد،من نگران می شم، زن و بچه امو نمی تونم شب تو اون خونه بذارم،پیش مادرم اینا باشی خیالم راحتره.
منیر خانم_چی می گه مامان؟بده من گوشی رو...
romangram.com | @romangram_com