#یه_نفس_هوای_تو_پارت_516
منم خوشحال بودم ولی بیشتر سر درگم و گیج.
- منم همین طور.
رادین:
- خیلی خوشگل شدی نسترن از قبل هم قشنگ تر شدی.
تو دلم گفتم الانم رو نبین که در سایه وجود مردی مثل حمید سر پام باید روزای بعد از طلاقمون رو می دیدی که خودمم از دیدن خودم تو آینه وحشت داشتم... یه روح متحرک.
رادین:
- دلم برات تنگ شده بود خیلی زیاد.
- پس چقدر زود سراغم رو گرفتی.
نیش تلخم کار خودش رو کرد و خودش رو جمع و جور کرد.
- اومدم امروز حرفات رو بشنوم دلایلی که گفتی باعث شد زندگی که با عشق و سختی شروع کردیم به راحتی از هم بپاشه... منتظرم حرفاتو بشنوم... اوووم راستی هاله رو یادم رفت اون کجاست من از نسیم پرسیدم جواب درستی نداد گفت بهتره خودت برام تعریف کنی.
اخماش تو هم رفت.
رادین:
romangram.com | @romangram_com