#یه_نفس_هوای_تو_پارت_476
- نسترن با نامحرما دست نمی ده.
مژگان:
- بله باید از لباس پوشیدنشون حدس می زدیم.
بابک:
- حالا چرا نمی ذارید بیایم داخل دم در سرده.
نازنین هم اومد ولی حس بدی بهش نداشتم نمی دونم چرا فقط به مژگان حساس شده بودم شاید برای این که حمید گفته بود اندام قشنگی داره که راستم می گفت البته با نحوه لباس پوشیدنش این قشنگی رو راحت به نمایش می ذاشت تا همه ازش استفاده کنند سرم رو با بقیه مهمونا گرم کردم فقط مراقب رفتارای حمید و مژی بودم.
کوکب خانوم امشب اومده بود برای کمک و خوب از همه پذیرای می کرد... کنار یلدا نشسته بودم که مژگان و کامران لبخند به لب به ما نزدیک شدند و کنارمون نشستند.
مژگان:
- حمید می گه زحمت این مهمونی با تو بوده.
- خواهش می کنم زحمتی نبود.
مژگان:
- شما همیشه با حجاب می گردید... سختتون نیست؟
romangram.com | @romangram_com