#یه_نفس_هوای_تو_پارت_474
- فکرشم نکن، چرا حسودیم بشه.
حمید:
- باشه قبول اما اگه راست می گی چرا دوباره سرد شدی.
با اخم گفتم:
- می شه تمومش کنی.
حمید:
- باشه فقط بدون شوخی کردم رابطه خاصی ندارم جز این که برام یه دوست ساده اند فقط می خواستم سر به سرت بذارم.
خیلی سریع ابرای تیره کنار رفتن و دوباره همه جا آفتابی شد صداقتی که تو چشماش موج می زد برام بهترین مدرک برای ثابت کردن حرفاش بود.
- بهر حال برام مهم نبود... در ضمن اصلاً شوخی جالبی نبود.
دوباره بغلم کرد و صورتم رو غرق بوسه کرد.
حمید:
- آخه نمی دونی چقدر وقتی حسودی می کنی بامزه می شی مخصوصاً اون لبخندت... اصلاً نمی تونی فیلم بازی کنی.
romangram.com | @romangram_com