#یه_نفس_هوای_تو_پارت_466


حمید:

- آخه نیاز داشتم دست و صورتم رو بشورم.

- خب فهمیدم.

تو اوج ناراحتی خنده ام گرفت پسره دیوونه من این جا داشتم به خاطر این کارش دق می کردم نگفت یه کلمه بگم کجا می رم

نوک بینی ام رو بوسید.

حمید:

- آخه ببین الکی چشمات رو اشکی کردی، دماغتم که قرمزِ قرمز...

دوباره بوسیدم.

- نکن حمید هنوز ازت ناراحتم.

حمید:

- عذر تقصیر... حالا من چیکار کنم این بنده خطا کار رو ببخشی.

با شیطنت گفتم:


romangram.com | @romangram_com