#یه_نفس_هوای_تو_پارت_462
حمید:
- بله مگه جرأت دارم انجام ندم... چقدر خوشگل شدی امروز.
یه پولیور بلند قرمز که تا رون پام بود با یه ساق کوتاه مشکی پوشیده بود بهش خندیدم و یه قابلمه برداشتم که آب بریزم.
حمید:
- چه عطر خوبی هم زدی!
- همون همیشگیه.
حمید:
- نه انگار فرق داره.
- برو اون ور بذار گاز رو روشن کنم... هنوز کلی کار مونده سفارشت آماده شه حضرت آقا.
حمید:
- نمی خواد درست کنی.
دست برد گاز رو خاموش کرد.
romangram.com | @romangram_com