#یه_نفس_هوای_تو_پارت_459
- نه همیشه... فکرم خیلی مشغول بود... حالا اخمات رو باز کن، دوست نداری سیگار بکشم؟
- من کلاً از سیگار خوشم نمیاد ولی برام مهم نیست شما می کشید یا نه.
از بی محلیم نسبت به خودش خوشش نیومد و لبخندش رو جمع کرد.
حمید:
- چی شد از صبحونه خبری هست یا برم سرکار.
- چند دقیقه صبر کن.
خودش چای درست کرده بود فقط پنیر و مربا رو از یخچال درآوردم و همراه نون جلوش گذاشتم.
حمید:
- مرسی... آشپزیت چه طوره؟
- خوبه.
حمید:
- پس برای نهار یه چیز خوشمزه درست کن.
با بی اعتنایی گفتم:
romangram.com | @romangram_com