#یه_نفس_هوای_تو_پارت_443

- باشه صیغه می کنیم ولی یه دو سه هفته طول می کشه تا کارای منم راست و ریست شه شما هم تو این مدت آمادگی پیدا می کنید.

- باشه فردا هر ساعت که خودتون می دونید بیاید دنبالم من حاضر می شم.

می خواستم زودتر بره تا تنهاشم از بس دندونای کلید شدم رو بهم فشار داده بود که یه وقت یه نه ناخواسته از بین لبام بیرون نزنه، فکم درد گرفته بود. می خواستم زودتر تنهاشم تا می تونم واسه بدبختی خودم اشک بریزم... زندگی خیلی روی بدش رو بهم نشون داده بود.

- آقای نیازی شما که بعد زیر حرفتون نمی زنید.

نیازی:

- اولاً از این به بعد حمید صدام کن بعدم فکر کنم تو این چند مدت حُسن نیتم ر و نشون دادم... نه، زیرش نمی زنم.

به قهوه سرد شدم یه نگاه کردم و از پشت میز اومدم بیرون.

- من دیگه می رم.

نیازی:

- اجازه بده می رسونمت.

- نه، نه، می خوام تنها باشم.

نیازی:

- هر جور راحتی.

romangram.com | @romangram_com