#یه_نفس_هوای_تو_پارت_392


همون لحظه مامانش از پله ها اومد بالا.

فرح جون:

- شب می خوایید تو یه اتاق بخوابید؟

رادین:

- آره دیگه...

فرح جون:

- چه حرفا یکی ببینه چی می گه!

رادین:

- مردم این وقت شب کجان که ببینند... اصلاً ببینند زنمه دوست داریم تو یه اتاق بخوابیم.

فرح جون:

- زنت باشه شما هنوز عروسی نگرفتید مثل دفعه قبل نسترن تو اتاق نسیم می خوابه.

وقتی دیدم رادین جلو مادرش کم نیاورد منم جرأت پیدا کردم و گفتم:


romangram.com | @romangram_com