#یه_نفس_هوای_تو_پارت_388


اومد کنارم نشست ولی من روم رو ازش گرفتم و به کمد دیواری اتاق نگاه کردم.

رادین:

- نسترن... خانومی بسه دیگه گریه نکن... مامان یه حرفی زد منظورش تو نبودی که بهت برخورد.

جوابش رو ندادم... دستش رو آورد جلو و صورتم رو برگردوند سمت خودش و با دستش اشکام رو پاک کرد منم مقاومت نکردم.

رادین:

- نمی خوای باهام حرف بزنی؟

باز جوابش رو ندادم.

رادین:

- قهر که نیستی؟

- قهر نیستم ولی دلخورم.

گونه ام رو بوسید و گفت:

- عزیزم حالا اون یه حرفی زد تو به دل نگیر.


romangram.com | @romangram_com