#یه_نفس_هوای_تو_پارت_376
رادین کاهو رو گرفت بعد با انگشت سبابه و انگشت وسطش لپم رو کشید و با لحن بامزه ای گفت:
- دیدی خانم مامان بهم کاهو داد.
از لحنش خندم گرفت.
رادین:
- قربون خنده هات... نسترن اگه بدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود این دو هفته اندازه دو سال گذشت.
دیدم نه درست بشو نیست آروم کنار گوشش گفتم:
- باشه برو بیرون الان میام.
از این که به ابراز احساساتش اهمیت ندادم پکر شد.
رادین:
- داری بیرونم می کنی!
آروم تر گفتم:
- نه عزیزم اینجایی حواسم پرت می شه می زنم دستم رو می برم.
romangram.com | @romangram_com