#یه_نفس_هوای_تو_پارت_372
رادین:
- مرسی هر چی درست کردی دستت درد نکنه خودتون بچشید دیگه... من نسترن رو یه ربعم نیست که دیدم.
یه کم لحن صداش تند شد.
- نسترن قراره یک هفته این جا باشه نترس ازت نمی گیرنش.
معلومه نمی گیرن... برای این که بحثی نشه گفتم:
- چشم شما برید الان میام.
در رو همون جور باز گذاشت... صدای پاش که از پله ها پایین می رفت شنیدم.
- وای رادین خیلی خجالت کشیدم.
رادین:
- خجالت نداره عزیزم زن و شوهریم... تقصیر من بود باید در رو قفل می کردم.
تقصیر تو نبود خودش باید شعورش می رسید درست در بزنه و بعد از اجازه بیاد تو نه این که با یه تق به در سرش زو بندازه بیاد... باز می خواست منو تو بغلش بگیره که گفتم:
- زشته نرم... بذار برم غذارو بچشم الان میام.
romangram.com | @romangram_com