#یه_نفس_هوای_تو_پارت_364


رادین:

- نسترن چقدر عوض شدی!

- چه طور؟

رادین:

- تو نمی ذاشتی دستت رو بگیرم حالا...

از خودم خجالت کشیدم و دستام رو از دور گردنش باز کردم و خودم رو کشیدم کنار و روی تخت نشستم.

- ببخشید دست خودم نبود... دلم حسابی هوات رو کرده بود.

و برای توجیه خودم گفتم:

- تو دیگه نامزدمی.

دستش رو آورد جلو دستام رو گرفت.

رادین:

- چرا عذرخواهی می کنی من که چیزی نگفتم...


romangram.com | @romangram_com