#یه_نفس_هوای_تو_پارت_365
صدای در اومد فوری دستای همدیگه رو رها کردیم.
- بفرمایید.
نسیم سرش رو آورد تو.
نسیم:
- بسه دیگه یک ساعته اینجایید!
با گفتن حرفش کامل اومد داخل و دست به کمر وایساد و به ما که دستپاچه شده بودیم با شک نگاه کرد.
نسیم:
- شما دو تا چیکار می کردید که انقدر از اومد من هول شدید... نسترن که کلاً قرمز شده تو هم...
به صورت رادین با دقت نگاه کرد.
نسیم:
- نه آثار جرمی هم نمونده... رژ نسترن هم که سرجاشه... زود اعتراف کنید!
- برو تو هم انتظار نداشتیم کسی در بزنه هول شدیم.
نسیم:
romangram.com | @romangram_com