#یه_نفس_هوای_تو_پارت_333

سمنان چیکار می کنه... چرا تلفنی تمومش نکرد... چی می خواست بگه می خواست تو صورتم نگاه کنه بگه عزیزم نشد منم می خوام با هاله ازدواج کنم... به همین راحتی...

پشت بندش دوباره زنگ زد این بار جواب دادم البته قبلش یه کم گلوم رو صاف کردم تا معلوم نشه گریه کردم...

- سلام.

رادین:

- سلام عزیزم چرا گوشیت رو جواب نمی دی... خواب بودی؟

تمام وجودم گوش شد تا صداش رو بهتر بشنوم ولی کلمات انگار از یه دنیای دیگه دارند میان، تو پرده ای از ابهام می شنیدم...

رادین:

- نسترن می شنوی... صدام میاد.

گوشام رو تیز کردم... انقدر دلتنگش بودم که نمی خواستم حرف بزنم می خواستم فقط بشنوم اون حرف بزنه و من گوش بدم... از چی حرف بزنه... دیگه عشقی نیست که بخوام به نوای قشنگش با صدای مردونه و بم رادین گوش بدم... باز حقیقت... حالا کلمات رو واضح می شنیدم.

رادین:

- الو عزیزم...

- می شنوم.

رادین:

romangram.com | @romangram_com