#یه_نفس_هوای_تو_پارت_309
- چرا قبل از این که به مامانت بگی از خودم چیزی نپرسیدی! از کجا معلوم جواب من مثبت بود؟
یه ابروش رو انداخت بالا و با شیطنت گفت:
- مگه می شه کسی به این پسر خوشگل و جذاب جواب رد بده.
- کم واسه خودت نوشابه باز کن!
رادین با خنده گفت:
- بیا منو به حرف گرفتی بستنیم آب شد... چشم کمتر نوشابه باز می کنم... دوغ خوبه؟
- رادین اذیت نکن جوابم رو بده.
رادین:
- اول این که از نگات خونده بودم تو هم منو دوست داری بعدش می خواستم از مامان مطمئن شم بعد به تو بگم ولی دیروز که قضیه رستگار رو گفتید فهمیدم کسی منتظر نمی مونه... گفتم حداقل از خودت قول بگیرم... حالا خانم بنده رو به غلامی قبول می کنید.
عاشقانه نگاش کردم.
- غلامی چرا! شما سرور مایی.
رادین:
- ببین خودت نوشابه باز کردیا... حالا تو بگو از کی به من علاقمند شدی؟
romangram.com | @romangram_com