#یه_نفس_هوای_تو_پارت_307
- خیلی هولیا!
- نه فقط کنجکاوم... من که نمی دونم چی می خوای بگی هول باشم!
آره منم که اصلاً نمی دونستم.
رادین:
- باشه می گم...
آروم نفسش رو فوت کرد بیرون و چیزی نگفت.
- منتظرم!
رادین:
- دنبال مقدمه می گردم.
- بی مقدمه بگو.
سرش رو تکون داد... منم نفسم رو حبس کردم و گوشام رو تیز، تا کلمه کلمه ای که داره می گه رو روی هوا ببلعم.
رادین:
- دوستت دارم...
romangram.com | @romangram_com