#یه_نفس_هوای_تو_پارت_305

اول رفتم دستشویی به سر و صورتم آب بزنم چشمام به طرز وحشتناکی پف کرده بود و رگهای قرمز ناشی از کم خوابی توش به چشم می اومد... صورتم رو شستم، برگشتم اتاق یه خط چشم و ریمل کشیدم تا پف چشمام کمتر معلوم باشه بعد با سرعت برق لباس پوشیدم و رفتم سوار ماشین شدم.

- ببخشید خیلی معطل شدی.

برگشت سمتم.

رادین:

- سلام، صبح بخیر.

- آخ ببخسید سلام.

رادین:

- حالا چرا انقدر اخمات توهمه من که چیزی نگفتم!

با شیطنت اضافه کرد:

- مطمئنی خواب موندی!

- آره دیگه.

با چشماش به صورتم و چشمام اشاره کرد.

رادین:

romangram.com | @romangram_com