#یه_نفس_هوای_تو_پارت_282


نسیم در حالی که با دوربین تو دستش ور می رفت از پله ها اومد پایین و کنارم نشست.

- پیداش کردی؟

نسیم:

- الان... جواب منو ندادی، رستگار چی گفت؟

- هیچی ازم خواستگاری کرد.

با هیجان دوربین رو گذاشت روی میز رو به رومون و با خوشحالی پرسید:

- خب... خب تو چی جوابش رو دادی؟

- نسیم خوبی؟ چی جوابش رو دادم! یه جوری ذوق کردی انگار از حال من خبر نداری!

نسیم:

- اوف، یه لحظه رادین یادم رفت بیچاره رستگار.

سرم رو به نشونه ی تأیید حرفش تکون دادم و جریان رو براش کامل تعریف کردم و گفتم چقدر احساس گناه می کنم ولی نسیم گفت قرار نیست هر کی از ما خواستگاری کرد یا بهمون علاقمند شد ما جواب مثبت بدیم و به خاطر جواب ردمون زانوی غم بغل بگیریم و من کار خوبی کردم که الکی امیدوارش نکردم... برای این که حال و هوامون عوض شه نسیم فیلم سهیل رو نشون داد... تو اون صحنه داشت جک تعریف می کرد و دوربین زوم شده بود رو صورتش چهره سبزه و بامزه ای داشت و توی چشماش برق شیطنت می درخشید.

- به نظر میاد شیطونه... بهم میاید.


romangram.com | @romangram_com