#یه_نفس_هوای_تو_پارت_256
رادین:
- خواب نبودی؟
- نه.
رادین:
- نکنه تو هم مثل من خوابت نمی بره... نسترن باور کن از اون لحظه که رسیدم یه لحظه فکر و خیال راحتم نذاشته... بازم از رفتار خاله ام معذرت می خوام.
- تقصیر تو که نبود امروزم تو ماشین عذرخواهی کردی.
رادین:
- من خیلی ناراحتم تصویر چشمای گریونت از سرم بیرون نمی ره...
تو دلم گفتم یه رحمی به این دل بیچاره من بکن همین جوری اسیرتم با این حرفات بیچاره تر می شیم... با این که خودمم ناراحت بودم ولی تحمل ناراحتی رادینم نداشتم واسه همین گفتم:
- من دیگه ناراحت نیستم. تو هم ناراحت نباش فقط دلیل کار و توهین های خاله ات رو نمی فهمم... راستی تو که حرفاش رو باور نمی کنی؟
رادین:
- ولی من حدس می زنم دلیل کاراش چیه... معلومه که باور نمی کنم بهت گفتم من خاله ام رو می شناسم اخلاق بدی داره ولی چیکار کنم خاله امه تو ناراحت نباش هیچ کس حرفای اون رو باور نکرد چون همه این مدت شاهد بودن تو چقدر خوبی.
romangram.com | @romangram_com