#یه_نفس_هوای_تو_پارت_228
نسیم با شیطنت گفت:
- خودم می دونم.
- تو مگه نخوابیده بودی خودم یه بار اومدم بالا صدای خروپفت تا طبقه پایینم می اومد.
نسیم:
- کی گفته من خروپف می کنم!
- حالا جواب منو بده.
نسیم:
- دیشب تشنه ام شد، دیدم لیوانی که بالا سرم می ذارم خالیه... از تشنگی دیگه خوابم نبرد، نگاه کردم دیدم تو هم نیستی، رفتم تو آشپزخونه یه لیوان آب بردارم... از اون جا دید بعـــله! خانم با داداش ما چیک تو چیک نشسته و حرف می زنه.
- اوووم آره حرف می زدیم.
نسیم یه چشمک زد و گفت
- من که زود اومدم بالا، حالا شیطنتم کردید.
- نسیم یکی می زنم با دیوار یکی شیا الان یکی حرفات رو بشنوه چه فکری می کنه!
romangram.com | @romangram_com