#ویروس_مجهول_پارت_159

-بامزه بود...

همین جرقه باعث شد که به سمتش خيز برداشتم و كراواتش رو تو مشتم گرفتم و به سمت خودم چرخوندم. بهت زده به چشمام خيره شد و آب دهنش رو قورت داد. تو چشمام نگاه کرد و پرسید:

-چيزی شده؟!

زير لب غریدم و گفتم:

-تو چت شده؟

معترض شد و اخم کرد:

-توئی كه داری ديوونه بازی در مياری،‌ بعد از من می‌پرسی چمه؟

نچ نچ کنان کراواتش رو آروم رها کردم. با قیافه ی حق به جانبی گفتم:

-تو دانيال هميشگی نيستی، اون این شکلی حرف نمی زد. نكنه جا به جات كردن يا به خودت ويروس تزريق كردی و لو نمیدی؟!

نگاهش رو به زمين دوخت و من من کرد:

-نه، همه چی مرتبه فقط...


romangram.com | @romangram_com