#وسوسه_پارت_74
زندگيمو خراب كردي…… زندگيتو خراب مي كنم ……كاري مي كنم روزي هزار بار ارزوي مرگ كني ….
اشكم در امد…پشت فرمون نشست ….
….گريه ام شدت گرفت با عصبانيت برگشت طرفم..انقدر زر زر نكن …..سرمو بردي …..
سعي كردم ارومتر گريه كنم كه دوباره سرم داد نزنه ….
ماشينو روشن كرد…مي خواست دور بزنه …
- توروخد به اقاجونم چيزي نگيد..من با اون كاري نداشتم ….از وقتي سوار اتوبس شدم…. بود ..
.بخدا باهاش حرفي هم نزدم…حتي نمي دونم براي چي اونور خيابون وايستاده بود…
به قران …به خداي محمد قسم من باهاش كاري نداشتم…
مسعود-تو خونتونم بهت گفتم …نمي ذارم اب خوش از گلوت بره پايين …..
حالا هم قبل از اينكه چيزي به اقا جونت بگم…. يا خودم سر از همه چيز در بيارم….
بگو… اين يارو كي بود؟ چي بين تو و اونه …؟
-بخدا هيچي ….
ماشينو با عصبانيت پارك كرد يه گوشه … به طرفم برگشت…
romangram.com | @romangram_com