#وسوسه_پارت_68


….سريع برگشتم عقب …اين كه اين جاست ..جوابشو ندادم و چند قدمي ازش دور شدم …..

خانوم قرباني اگه قصد داريد برگرديد بايد بريد اونور خيابون…. كمي پايين تر ….

اينجا تا شبم وايستيد ماشين به محلوتو نمي ره …..

حركت كردم كه برم اونور خيابون ….احساس كردم كسي از پشت سر داره بهم نزديك ميشه …خيلي ترسيده بودم ..همش فكر مي كردم هر لحظه قراره يه اتفاق ناگوار بيفته …

توي يه حركت برگشتم به طرف كسي كه از پشتم مي يومد…خودش بود

- چيه ؟چرا دنبالم مي كنيد؟ ..منظورتون از اينكارا چيه ؟

من

- خواهش مي كنم من ابرو دارم ….ممنون كه راهنمايي كرديد ….ديگه نيازي به كمك شما نيست ….. ….. …..

راهمو گرفتم به طرف خيابون….. كه برم رد شم …..

خانوم قرباني يه لحظه ….

با چشم بهش خيره شدم..دستشو به طرفم دراز كرد …..ترسيدم و كمي پريدم عقب..

ببخشيد نمي خواستم بترسونمتون …..ديدم بليط نداريد گفتم بهتون يه بليط بدم …..

دستش همچنان به طرفم دراز بود ….


romangram.com | @romangram_com