#وسوسه_پارت_66
با نا اميدي ته كيفمو گشتم اما چيزي توش نبود ..شاگرد راننده بهم رسيد و دست دراز كرد….سرمو اوردم بالا…… ديدم كه منتظره ….
- چقدر ميشه اقا
خواهر بار اوله سوار ميشي…. اينجا بليطيه
-من بليط ندارم….
بايد بليط داشته باشيد
از كنارم رد شد و مشغول جمع كردن بقيه بليطا شد…
كيف پولمو در اوردم و به خرد پولا ته كيفم نگاه كردم
شاگرد راننده دوباره امد بالاي سرم ..
. چقدر نفهم بود بهش مي گفتم بليط ندارم …اما باز ازم بليط مي خواست
.ابجي نداري پياده شو ….
اتوبوس به ايستگاره بعدي رسيد ….خواستم بلند شم…
بفرمايد اقا اينم بليطشون….با شنيدن صدايي كه از پشت سر م امد … برگشتم به عقب….
وقتي ديدمش چشمام چهارتا شد ….شاگرد بليطو گرفت و رفت جلوي اتوبوس …
romangram.com | @romangram_com