#وسوسه_پارت_341
تا منو ديد پاشدو رفت تو اتاق
به محمد نگاه كردم ..
محمد-اخلاقش هر روز داره گند تر ميشه …
و به طرف اشپزخونه رفت
در اروم باز كردم ..داشت لباساي افتاده رو زمينو جمع مي كرد
لاله - براي چي امدي ..؟
دفعه پيشم بهت گفتم..نگفتم
دوست ندارم ببينمش …
حالا كه تنها شده ياد ما افتاده …روزي كه اين كارارو باهامون مي كرد
….بايد به فكر حالاشم مي بود ..كه اينطور تنها نشه
- اين حرفو نزن
از كنارم رد شدو در كمدو باز كرد
لاله - خانوم جونمو اون كرد زير خاك …
-لاله
romangram.com | @romangram_com