#وسوسه_پارت_335
ديدي پاره تنتو چطور ازت جدا كردن …و نذاشتن براي اخرين بار ببينمت
دست كشيدم به كپه خاك و مشتي از خاك و گل هاي پر پرو شده رو برداشتم …
- خوابيدنت اين زير چطوري باور كنم …?
-پاشو و بگو كه همش دروغه ….نگو كه براي بار دوم… ازم جدا شدي …
پاشو ..بازم گوشمو بپيچون وبگو دختر چقدر تو بي چشم و رو شدي ..
پاشو ديگه ..ببين دخترت امده ….هدي ت امده …
سايه اي از كنارم رد شد ….
حاتم به طرف قبر رفت و شروع كرد به فاتحه خوندن …
وقتي فاتحه اشو خوند …به طرفم امد ..و رو به رو م نشست
حاتم-بسه ديگه …خودتتو…امروز كشتي ..پاشو …
هنوز به قبر نگاه مي كردم..تمام چادرم خاكي شده بود …
نمي تونستم پاشم …
دست كرد زير بغلمو بلندم كرد
-بذار بمونم …
romangram.com | @romangram_com