#وسوسه_پارت_319
به شكمش نگاه كردم ..
-تو ازدواج كردي ؟
با شگفتي و لبخند بهش نگاه كردم..
ولي اون باورش نمي شد كه من رو به روش ايستادم .
با ناباوري صدام کرد :
الهه-هدي …
-اره خودمم بي معرفت …
-باورم نميشه که خودت باشي ..كي ازدواج كردي .؟..
دوباره به شکمش نگاه کردم
-چند ماهته ؟
کمي منگ نگام كرد …كه يه دفعه بدون حرفي از كنارم رد شدو و به راهش ادامه داد…
سريع چرخيدم طرفش.. و دنبالش دويدم ….جلوشو گرفت
-الهه…
لباش شروع كرد به لرزيدن ..
romangram.com | @romangram_com