#وسوسه_پارت_318


خداي من خودش بود

متوجه من نشده بود…

چقدر شكسته شده

شايد من اشتباه مي كنم …نه خودشه

فاصله ام باهاش به اندازه 5 قدم بود

داد ردم:

-الهه

نشنيد..

دوباره صداش كردم:

- الهه….

سر جاش وايستاد ….پشتش به من بود …اروم سروش برگردوند طرفم …

-واي الهه خودتي ..باورم نميشه

با قدرت به سمتش دويدم و بغلش كردم ..كه احساس كردم دردش گرفت ..زودي خودمو ازش جدا كردم …


romangram.com | @romangram_com