#وسوسه_پارت_311
ليوانو اوردم پايين ..از دستم گرفت و خودش بقيه اشو خورد …
- تو كي مي ري ؟
حاتم-يكم از كارام مونده… بايد تمومشون كنم
-ديشب كه تا اخر وقت بيدار بودي
حاتم-اذيت شدي ؟
-نهههه….براي خودت مي گم …خيلي به خودت فشار مياري
حاتم-اخه امروز بايد كارارو ..قبل از افتتاح نمايشگاه برسونم ….
يه لقمه براي خودم درست كردم و گذاشتم تو دهنم …
-ديروز صاحبخونه شرف ياب شده بود دم در
حاتم-خوب
-هيچي ديگه …التماس دعا داشت که …سفارش ما چي شد..
حاتم با خنده:
اينم گيريه ها …چه غلطي كردم گفتم ..يه پيكاسو از چهر ات مي كشم…
باهم دوتايي خنديدم ..
romangram.com | @romangram_com