#وسوسه_پارت_312


-فعلا هواشو داشته باش …تا خونه دار شيم …

دوباره دستامو دور گردنش قلاب كردم ..

-حالا برم …

انگشت شستشو اور بالا و رو ابرو سمت چپم..چند بار كشيد …

حاتم-هزار بار بهت گفتم انقدر با اينا ور نرو …

-چيكار كنم وقت نمي كنم برم ارايشگاه …

حاتم-يادت نره زودتر بيايا ..واينستي موقعه افتتاح بياي …

-چشم اقا ..مگه ميشه من دير بيا

حاتم-اخه كاراي تو حساب كتاب نداره …

وسايلمو برداشتم و قبل از پريدن از رو اپن… گونه اشو زودي بوسيدم و به طرف در رفتم …

-ميام …زود ميام …

خم شدم و كفشامو پوشيدم ..

حاتم-هدي


romangram.com | @romangram_com