#وسوسه_پارت_306
دستشو اروم برد طرف گلوم و گره روسري رو باز كرد و روسريمو از سرم كشيد
موهامو با گيره بسته بودم ..دست كرد و گيره امو باز كرد …
موهاي بلندم رها شدن….. دست كرد توي موهام …و دستشو به حركت در اورد …
با اين كارش غرق لذت شدم و نا خواسته چشمامو بستم….
بعد از مدتي چشمامو اروم باز كردم
دسته اي از موها رو گرفت و برد بالا …و با خنده پخششون كرد روي صورتم ..
. و منو بيشتر به خودش نزديك كرد …
سرشو پايين تر اوردم …دست كشيد به روي صورتم و موهامو زد كنار …
رنگم قرمز شده بود .. طاقت نگاشو نداشتم …
…چشمامو بستم …كه داغي لباشو روي لبام احساس كردم ..داغ و پر حرارات ……لحظه لباشو از روي لبام بر نمي داشت…
انقدر منو محكم تو بغلش گرفته بود كه احساس مي كردم ..صداي شكستن استخونامو راحت مي شنوم
لباشو از روي لبام برداشت …تا چشم باز كردم
سرمو تو گودي شونه اش گذاشتم و محكم فشار داد ..احساس كردم مي لرزه …
romangram.com | @romangram_com