#وسوسه_پارت_304
به نيمرخم صورتم كه پايين بود نگاه كرد
دستشو گذاشت زير چونه ام و سرمو به طرف خودش چرخوندم …بهم خيره شد …احساس سرما كردم …
به لرزش دستام نگاه كرد..
بهش نگاه كردم
دف اروم ازم دستم گرفت و گذاشت كنار …
دستام بي حس شد امد پايين …چشمامو بستم …
دستاشو دورم حلقه كرد و منو بيشتر تو خودش فرو برد و محكم بغلم كرد ..
…احساس رها شدن داشتم …
چونه اش كه رو شونه ام بود… و گونه اشم به صورتم چسبونده بود
…. با دستش منو برگردون سمت خودش …
اروم چشمامو باز كردم حاتم نشسته بود و نيم تنه بالام به حالت خوابيده تو بغلش بود …
بهم لبخند زد…و تمام اجزاي صورتمو نگاه كرد …
خجالت كشيدم و سرمو زود گذاشتم رو سينه اش ….
romangram.com | @romangram_com