#وسوسه_پارت_241
كه احساس كردن صدايي مياد …زودي به تشك افتاده رو زمين نگاه كردم ..فكر كردم چيزي روش تكون خورد
ترسيدم ..چند قدم رفتم عقب و دستمو گذاشتم رو قلبم ….
چشمام به تاريكي عادت كرده بود …نزديك شدم …
اروم كنارش نشستم
به پهلو دراز كشيده بود و زانوهاشو به طرف شكمش برده بود ..و دستاشو بين زانوهاش قفل كرده بود..
به شدت مي لرزيد ….
با ناباوري بهش نگاه كردم
- چت شده ؟
فقط مي لرزيد.. دستمو اروم گذاشتم رو بازوش و تكونش دادم …
-چرا داري مي لرزي …..؟
.زودي از جام بلند شدمو رفتم رو به روش نشستم …
دستمو گذاشتم رو پيشونيش …..خيلي داغ بود …عرق كرده بود …
- چه بلايي سر خودت اوردي؟ .
دوباره تكونش دادم …
romangram.com | @romangram_com