#وسوسه_پارت_236
سرشو به لبه در تكيه داد ..بعد از چند ثانيه سرشو از در جدا كرد و از خونه خارج شد .حتي درو هم نبست و همونطور باز ولش كرد
يقه كتشو تو دستش گرفته بود .و راه مي رفت ..تمام كتش رو زمين كشيده مي شد ..
- چي شد؟ ..چرا يه دفعه حالش بد شد ….؟
خيلي نگرانش شدم …
…چادرمو از روي زمين برداشتم …و به طرف در حيايط دويدم و پريدم تو كوچه ..نبود
- -.اين كه الان تو كوچه بود …
…تا سر كوچه با پاهاي ي برهنه دويدم ..به هر دو طرف كوچه نگاه كردم …..نبود
بدو بدو برگشتم و كفشامو پام كردم …..
تو اون تاريكي كو چه ..جرات زياد جلو رفتنو نداشتم ….
به هر طرف كه مي رفتم ….پيداش نمي كردم ……
دوتا كوچه بالاتر رفتم …اثري ازش نبود ..
- شايد برگشته خونه
با دلواپسي به خونه برگشتم ..
romangram.com | @romangram_com