#وسوسه_پارت_210


مظاهر-منم برم حساب كنم …….تا حساب مي كنم شما هم اماده شيد بياد پايين



سميه بلند شد …:

تمام دستام چربه ..مي بيني ..هنوز بزرگ نشدم …عين بچه ها هر وقت كوبيده مي خوردم تمام دست و صورتمو چرب مي كنم …

تو نمياي ..؟

- نه

بعد از رفتن سميه ….من و موندم لقمه اهدايي اقا

به تيكه اي كه گذاشته بود جلوم …خيره شدم…

گشنه ام بود ..اگه روم ميشد بازم مي خواستم كه سفارش بدن .

نمي دونستم برشدارم يا نه ….خيلي گشنمه ام بود… به در دستشويي نگاه كردم ….

- بي خيالش بابا ….مثلا با خوردن اين يه لقمه مي خواد چه برداشتي كنه ….

حالا توهم با اين يه لقمه كه سير نميشي …كه گير دادي به اين يه لقمه

لقمه رو پس زدم …


romangram.com | @romangram_com