#وسوسه_پارت_209
زودي دست كشيدم عقب و گرفتمشون زير ميز …
اونم همين طور …فقط قبل از كشيد ن دستاش به عقب …
گوشه سيني رو گرفت و به طرف من كشيد …
دستمو اوردم بالا و منم كمي كشيدمش طرف اون …
زير چشمي به سميه نگاه كردم …كه در حال خوردن بود و متوجه ما نبود …
تيكه دادم به عقب …گفتم لابد باز مي كشه طرف من …
اما نه … نونو برداشتو از هم جدا كرد
تيكه بيشترنونو برداشت و كبابو گذاشت لاش و كمي ريحون هم روش …
بعدم گذاشت جلوم …و خودشم همون يه تيكه نون كوچيكو برداشت و لاش ريحون گذاشت و خورد …
از جاش بلند شد..
مظاهر-كجا ؟
ميرم دستامو بشورم ….
از پشت سر به قامتش نگاه كردم ….از كارش خوشم نيومد ….و دست به لقمه نزدم
مظاهر بعد از اينكه خوردنش تموم شد …
romangram.com | @romangram_com