#وسوسه_پارت_193
اروم با دستش به شونه ام ضربه مي زد….تا ارومم كنه …اما چه اروم شدني……. تازه يه شونه مفت گير اورده بودم
بايد عقده هاي اين چند روزه رو يه جايي خالي مي كردم …..
منو با خودش به طرف اتاق برد …
دوتامون نشستيم ….
يه دستمال به طرفم گرفت …دستمالو گرفتم و اشكامو پاك كردم ….
دختر با ناراحتي لبخندي بهم زد ….:
ببخش زياده روي كردم ..مي خواستم بريم بيرون ..حال و هواي دوتا تون عوض بشه …
مي دونم من هيچ وقت نمي تونم درك كنم كه دوتاتون چي مي كشيد….
اشكش از گوشه چشمش در امد …
دستشو رو پام گذاشت …
حتما اين چند روزه خيلي اذيت شدي ….
به كبودي صورتم نگاهي انداخت ….
ولي بي انصافيه كه فكر كني ….اون ناراحت و داغون نيست…بيشتر از تو نباشه كمتر از تو …توي اين چند روزه عذاب تحمل نكرده …
نبودي ببيني …كه چند روز پيش اقات و چندتا از مردايي كه همراش بودن ….. چه طور افتادن به جونش و تا مي خورد زدنش
romangram.com | @romangram_com